سلام به همه بروبچه های عزیز
خوبین؟
خوشین؟
سلامتین؟
می خوام یه خاطره کلی از تعطیلات عیدم واستون بگم

در کل عید خیلی خیلی خوبی بود
هم لحظه سال تحویلش متفاوت بود
که تو پست قبلی گفتم واستون
همم بقیه روزاش خیلی توپ بود
روز اول که در باغ بسیار زیبا و دیدنی سکنی گزیدیم
و بسیار لذت بردیم
جای تمام دوستان خالی
در مجاور خاله های محترمه و شوهر خاله های محترم

کلی به ما خوش گذشت
بحث های داغی که داشتیم
بحث یک مسافرت زنانه بدون حضور مردان
که از آخرم نتیجشو خودمونم نفهمیدیم
که این مردا اجازه صادر می کنن یا نه؟
جوابش با شما
چون یه دیقه راضی می شدن
ولی باز با خودشون که خلوت می کردن
دو دو تا چهار تا که می کردن به نتیجه همیشگی می رسیدن که
مردی گفتن زنی گفتن
مگه می شه زن بدون حضور مرد حالا داشته باشین مرددددددددددددددد

می شه جایی تنهایی بره
حالا خودشون اگه 80 روز دور دنیا رم تنها برن چیزی نیست ها
..........ولی زن
یه بحثم سر اسم گذاری واسه یه تو راهی خوشگل بود
که اینم به صورت لایحه در اومد که باید به تصویب
نمایندگان مجلس برسه
که در جلسات بعدی مجلس بحث خواهد شد
و به سمع و نظر عموم خواهد رسید
یه مراسم عکاسی هم داشتیم که در جلوی دوربین های خبری اجرا می شد
یکی می خواست عکس بگیره 6 تا دوربین می یومد جلوش
و می شد سوژه هنری
ولی قشنگترین عکس به نظرم عکسی بود
که ما نوه ها با باباجون و مامانجون عزیزم گرفتیم
خلاصه اگه عکاس خواستین دوربین های ما در خدمتتونن
بعد این همه فعالیت فرهنگی ظهر طبق
آداب و رسوم آبا و اجدادی سبزی پلو با ماهی را
نوش جان کردیم
که بسیار خوشمزه بود
تا شب رو در این باغ زیبا سپری کردیم
که جا داره از شوهر خاله گرامی به خاطر فراهم کردن چنین بساط
شاد و زیبایی تشکرات خود را عرض نماییم
......ممنون می شویم
روزهای بعدم که صرف دید و بازدید اقوام می شد
و بساط ماچ و بوسه به راه بود
و بیشتر وقتمان با عموی گرامی سپری می شد
و دختر نازشان که همه ما را الاف خود کرده بود
همه ما محو شیرین کاری های یه دختر سه ساله می شدیم
و شبا هم که تا ساعت 3 نصف شب که برای ما تازه سر شب بود
بیرون خوش بودیم
و خواب با چشمان ما بیگانه بود
هر شب با عمو جان می رفتیم و حسابی می گشتیم
وای که چقدر توپ بود
اون همه خوش گذرونی
اما حالا باید ابتدا عزم را جذم کرده و سپس
مقداری تلاش نموده
تا درس های خود را بخوانیم
و آنها را پاس کنیم
و روی استادان را سفید نماییم
و باعث خوشحالی پدر و مادر و اموات شویم
پیش به سوی درس های نخوانده
در روز 9 فروردین مهمان هایی برای ما ازشهری دیگر از راه رسیدند
و ما را ذوق زده فرمودند که قدمشان بر روی
چشم های ما جا داشت از قدیم
و ما سمت میزبان را از آن خود کردیم
و از آنها پذیرایی مطلوبی به عمل آوردیم
امیدواریم که آنها از میزبانی ما رضایت لازم را داشته باشند
به هر حال این چرخه مهمان و مهمان بازی چرخه ایست بس زیبا
شمایم بفرمایین تو دم در بده
یه نون و پنیر موزی در خدمت باشیم
.....چون به هرحال گردو گران شده است و یارانه ای به آن تعلق نمی گیرد حافظا
بعد از رفتن مهمانان ما هم راهی یک سفر دو روزه به یکی از نقاط
اطراف خودمان شدیم
زیرا دیدیم که بساط سفر و مسافرت بسیار در این ایام داغ است
مواظب باشید که دستتان نسوزد
سوخت؟
خوب ما که گفتیم مراقب باشید
به هر حال در این زمانه هر کسی حاضر است که تا سال بعد
نانی برای خوردن نداشته باشد

اما یک مسافرت خارجیگینی ولو
تا افغانستان هم که شده برود که اسمش باشد که خارجه را زیارت کرده است
خداوند توفیقات را زیادتر بفرماید
آمین
این شد که ماهم سفری به اطراف دیار خومان را به راه انداختیم
جای شما خالی بسیار خوش گذشت
با این که یک جای کوچک و کم جمعیت بود اما هزار ماشالله
دست هر چه شهر بزرگ بود را از پشت بسته بود
از بس تنوع و مد در آنجا نمایان بود
خداوند زیاد کند این مدها را
بساطی بود شب های آنجا از
بزن و بکوب و قلیان و چای لب سوز
و یک عروسی

بسیار با کلاس و گروه کنسرت
که همگان را به
فیض اکمل رساند
و روز دیگر به یک منطقه کوهستانی و بسیار خوش آب و هوا رفتیم
منطقه که در دل کوه بود و بس زیبا
در آنجا یک امام زاده هم بود به نام
سلطان سید علی اکبر
که پسر امام موسی کاظم و برادر امام رضا بودند
و ما آنجا را زیارت کردیم و حوائجمان را خواستیم
و حالا نشستیم تا برآورده شوند
بسیار جالب بود
و ما در روز 12 فروردین به دیار خود بازگشت نمودیم
و تا شب را در خواب به سر بردیم برای رفع شدن خستگی
روز 13 هم بر خلاف سال های قبل در خانه ماندیم
به خاطر کارهای عقب مانده و پیک های حل نکرده برادرانم
اما سبزه را در خانه گره زدیم تا
بلکه افاقه کند
هر چند که دیگر کار از گره زدن هم گذشته اگر سبزه را ببافی هم اثر نمی کند
چه برسد به گره
و این شد که ما تصمیم گرفتیم تا با اداره جنگل ها تماسی گرفته
و درخواست نماییم تا اگر می شود
جنگل های گلستان در شمال را به نخلستان های خرما در جنوب گره بزنند
به نیت جوانان این مملکت تا شاید اثری از بال پرواز و همسفر زندگی یافت شود
در سال 88 که ما هرچه یافتن را ادامه می دادیم
پیغام می رسید که کیس مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد
حال باید در سال 89 بنشینیم و ببینیم که چه می شود
بابا این عزیز آقا به ماهی خانوم
نادر به مریم خوانوم
خیری به مهتاب خانوم
ناصر به فریبا خانوم
بهبود به پریسا خانوم
.......رسیدند اما هنوز بسیاری از دوستان ما
ما در سال جدید منتظر عروسی بسیاری از دوستانمان هستیم
تا کارت های فراوانی به صرف شیرینی و شام به دستمان برسد
.....منتظر می مانیم
مربا بده بابا
من این مطالب را به عنوان شوخی مطرح نمودم
و الا من هنوز می خواهم در سال جدید
پله های طرقی را یکی یکی طی بکشم و بروم بالا و بالاتر
و درسم را تمام کنم وباز دوباره درسم را ادامه بدهم
خوب و این بود ماجراهای عیدانه ما در سال آقا یا خانوم ببره