تبليغاتX
تنفس عشق

تنفس عشق

عاشقانه نفس هایت را جاری کن

گذرنامه...

باسمه تعالی

 

فرم ثبت نام

سفر زیارتی .سیاحتی و همیشگی آخرت

 

لطفا ابتدا گذرنامه زیر را تکمیل کنید:

 

نام: انسان    نام خانوادگی: آدمی زاد   نام پدر: آدم     نام مادر: حوا

نژاد: خاکی   لقب: اشرف مخلوقات   صادره از: دنیا    ساکن: زمین

مرز عبور: پل صراط   مقصد: بهشت یا جهنم        ساعت حرکت: هر وقت خدا بخواهد

 

وسائل مورد نیاز:

 

 

1-ولایت ائمه اطهار (ع) و بیزاری از دشمنانشان.  2-رضایت امام زمان (عج).   3-انجام واجبات

و ترک محرمات.   4- امر به معروف و نهی از منکر.   5- دعای والدین و مومنین.  6- نماز اول وقت.

7-صداقت.   8-وفای به عهد.   9-دو متر پارچه سفید.

 

 

 

توجه:

 

 

ا-خواهشمند است جهت رفاه و ایمنی خود خمس و زکات مال خود را قبل از پرواز بپردازید

 

2-از آوردن ثروت. پول. مقام. منزل. ماشین حتی داخل فرودگاه جدا خودداری نمائید

.

3-حتما قبل از حرکت به بستگان خود تذکر تا از آوردن دسته گل های سنگین. سنگ قبر گران. و

تجملاتی و نیز مراسم های پر خرج و غیره خودداری نمایید

 

5-جهت یادگاری قبل پرواز اموال خود را بین فرزندان و امور مربوط به فقرا تقسیم نمائید

 

6-در صورتیکه قبل از پرواز به مشکلی برخوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید:

186 سوره بقره 45 سوره نساء 129 سوره توبه 55 سوره اعراف آیات 2و3 سوره الطلاق

برای کسب اطلاعات بیشتر در تمام اوقات شبانه روز به صورت رایگان . مستقیم و بدون وقت قبلی به

.قرآن و سنت پیامبر (ص) مراجعه فرمائید

 

 

امیدواریم سفر آسوده ای در پیش داشته باشید.!!!

 

سرپرست مجری سفر : حضرت عزرائیل

 


 

 

 

 

چند لحظه تامل کافی ایست

تا به حال واسه این سفرمون چه کار کردیم؟

آیا تا به حال به این موضوع فکر کردیم؟

واسه لوزم و وسائلش؟

واسه توشه راهمون؟

خدایا کمکمون کن تا کم نیاریم تو این سفر.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389ساعت 6:54  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

خاطرات عید...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدسلام به همه بروبچه های عزیز

خوبین؟

خوشین؟

سلامتین؟

می خوام یه خاطره کلی از تعطیلات عیدم واستون بگم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

در کل عید خیلی خیلی خوبی بود

هم لحظه سال تحویلش متفاوت بود

که تو پست قبلی گفتم واستون

همم بقیه روزاش خیلی توپ بود

 

 

روز اول که در باغ بسیار زیبا و دیدنی سکنی گزیدیم

و بسیار لذت بردیمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

جای تمام دوستان خالی

در مجاور خاله های محترمه و شوهر خاله های محترم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

کلی به ما خوش گذشت

بحث های داغی که داشتیم

بحث یک مسافرت زنانه بدون حضور مردان

که از آخرم نتیجشو خودمونم نفهمیدیم

که این مردا اجازه صادر می کنن یا نه؟

جوابش با شماتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

چون یه دیقه راضی می شدن

ولی باز با خودشون که خلوت می کردن

دو دو تا چهار تا که می کردن به نتیجه همیشگی می رسیدن که

مردی گفتن زنی گفتن

مگه می شه زن بدون حضور مرد حالا داشته باشین مرددددددددددددددد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

می شه جایی تنهایی بره

حالا خودشون اگه 80 روز دور دنیا رم تنها برن چیزی نیست ها

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد..........ولی زن

 

یه بحثم سر اسم گذاری واسه یه تو راهی خوشگل بود

که اینم به صورت لایحه در اومد که باید به تصویب

نمایندگان مجلس برسه

که در جلسات بعدی مجلس بحث خواهد شد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو به سمع و نظر عموم خواهد رسید

 

 

یه مراسم عکاسی هم داشتیم که در جلوی دوربین های خبری اجرا می شد

یکی می خواست عکس بگیره 6 تا دوربین می یومد جلوش

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو می شد سوژه هنری

ولی قشنگترین عکس به نظرم عکسی بود

که ما نوه ها با باباجون و مامانجون عزیزم گرفتیم

خلاصه اگه عکاس خواستین دوربین های ما در خدمتتونن

 

بعد این همه فعالیت فرهنگی ظهر طبق

آداب و رسوم آبا و اجدادی سبزی پلو با ماهی را

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدنوش جان کردیم

که بسیار خوشمزه بود

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتا شب رو در این باغ زیبا سپری کردیم

که جا داره از شوهر خاله گرامی به خاطر فراهم کردن چنین بساط

شاد و زیبایی تشکرات خود را عرض نماییم

......ممنون می شویم

 

روزهای بعدم که صرف دید و بازدید اقوام می شد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو بساط ماچ و بوسه به راه بود

و بیشتر وقتمان با عموی گرامی سپری می شد

و دختر نازشان که همه ما را الاف خود کرده بود

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدهمه ما محو شیرین کاری های یه دختر سه ساله می شدیم

و شبا هم که تا ساعت 3 نصف شب که برای ما تازه سر شب بود

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبیرون خوش بودیم

و خواب با چشمان ما بیگانه بود

هر شب با عمو جان می رفتیم و حسابی می گشتیم

وای که چقدر توپ بود

اون همه خوش گذرونی

اما حالا باید ابتدا عزم را جذم کرده و سپس

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدمقداری تلاش نموده

 

تا درس های خود را بخوانیم

و آنها را پاس کنیم

و روی استادان را سفید نماییم

و باعث خوشحالی پدر و مادر و اموات شویم

پیش به سوی درس های نخوانده

 

در روز 9 فروردین مهمان هایی برای ما ازشهری دیگر از راه رسیدند

و ما را ذوق زده فرمودند که قدمشان بر روی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدچشم های ما جا داشت از قدیم

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو ما سمت میزبان را از آن خود کردیم

و از آنها پذیرایی مطلوبی به عمل آوردیم

امیدواریم که آنها از میزبانی ما رضایت لازم را داشته باشند

به هر حال این چرخه مهمان و مهمان بازی چرخه ایست بس زیبا

شمایم بفرمایین تو دم در بده

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدیه نون و پنیر موزی در خدمت باشیم

 

.....چون به هرحال گردو گران شده است و یارانه ای به آن تعلق نمی گیرد حافظا

 

بعد از رفتن مهمانان ما هم راهی یک سفر دو روزه به یکی از نقاط

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيداطراف خودمان شدیم

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدزیرا دیدیم که بساط سفر و مسافرت بسیار در این ایام داغ است

مواظب باشید که دستتان نسوزد

سوخت؟

خوب ما که گفتیم مراقب باشید

به هر حال در این زمانه هر کسی حاضر است که تا سال بعد

نانی برای خوردن نداشته باشد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 اما یک مسافرت خارجیگینی ولو

تا افغانستان هم که شده برود که اسمش باشد که خارجه را زیارت کرده است

خداوند توفیقات را زیادتر بفرماید

آمین

این شد که ماهم سفری به اطراف دیار خومان را به راه انداختیم

جای شما خالی بسیار خوش گذشت

با این که یک جای کوچک و کم جمعیت بود اما هزار ماشالله

دست هر چه شهر بزرگ بود را از پشت بسته بود

از بس تنوع و مد در آنجا نمایان بود

خداوند زیاد کند این مدها را

بساطی بود شب های آنجا از

بزن و بکوب و قلیان و چای لب سوز

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو یک عروسی

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبسیار با کلاس و گروه کنسرت

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد که همگان را به

فیض اکمل رساند

و روز دیگر به یک منطقه کوهستانی و بسیار خوش آب و هوا رفتیم

منطقه که در دل کوه بود و بس زیبا

در آنجا یک امام زاده هم بود به نام

سلطان سید علی اکبر

که پسر امام موسی کاظم و برادر امام رضا بودند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو ما آنجا را زیارت کردیم و حوائجمان را خواستیم 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو حالا نشستیم تا برآورده شوند

بسیار جالب بود

 

و ما در روز 12 فروردین به دیار خود بازگشت نمودیم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو تا شب را در خواب به سر بردیم برای رفع شدن خستگی

 

 

روز 13 هم بر خلاف سال های قبل در خانه ماندیم

به خاطر کارهای عقب مانده و پیک های حل نکرده برادرانم

اما سبزه را در خانه گره زدیم تا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبلکه افاقه کند

هر چند که دیگر کار از گره زدن هم گذشته اگر سبزه را ببافی هم اثر نمی کند

چه برسد به گره

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدو این شد که ما تصمیم گرفتیم تا با اداره جنگل ها تماسی گرفته

و درخواست نماییم تا اگر می شود

جنگل های گلستان در شمال را به نخلستان های خرما در جنوب گره بزنند

به نیت جوانان این مملکت تا شاید اثری از بال پرواز و همسفر زندگی یافت شود

در سال 88 که ما هرچه یافتن را ادامه می دادیم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدپیغام می رسید که کیس مورد نظر در شبکه موجود نمی باشد

حال باید در سال 89 بنشینیم و ببینیم که چه می شود

بابا این عزیز آقا به ماهی خانوم

نادر به مریم خوانوم

خیری به مهتاب خانوم

ناصر به فریبا خانوم

بهبود به پریسا خانوم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد.......رسیدند اما هنوز بسیاری از دوستان ما

ما در سال جدید منتظر عروسی بسیاری از دوستانمان هستیم

تا کارت های فراوانی به صرف شیرینی و شام به دستمان برسد

.....منتظر می مانیم

مربا بده باباتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

 

من این مطالب را به عنوان شوخی مطرح نمودم

و الا من هنوز می خواهم در سال جدید

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدپله های طرقی را یکی یکی طی بکشم و بروم بالا و بالاتر

و درسم را تمام کنم وباز دوباره درسم را ادامه بدهم

 

خوب و این بود ماجراهای عیدانه ما در سال آقا یا خانوم ببره

 

 


 

 

 

 

تبصره1-ما نوع نگارشمان را عوض نمودیم تا تغییری در فضای وبلاگمان داده باشیم

تبصره2-دوستان لطفشان را استفاده نموده و نظرشان را درباره این پست ابراز نمایند و بگویند از نوع نگارش راضی بوده اند یا نه؟

تبصره3-جواب اداره جنگل ها را در اسرع وقت اعلام نموده و شما را از نگرانی بیرون خواهم کشید

تبصره4-عرضی نیست فقط نظر را به فراموشی به دست باد نسپارید

تبصره5-باز هم می گویم ما فعلا درسمان را ادامه خواهیم داد و قصدی برای مزدوج شدن نداریم تا اطلاع ثانوی

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيدبای

تا هایی دیگر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 7:53  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

شب اول سال...

سلام به همه دوستای گلم

امروز بوی عید اومد و روز اول فروردین

یه روز خوب

یه شروعی دوباره

خدا ممنون

به خاطر یه بهار دوباره

یه شروع دوباره

 

سال تحویل خوب بود؟

کجا بودین؟

 

من که دو ساعت مونده بود به سال تحویل

التهاب خاصی داشتم نمی دونم برای چی؟

هیچ سال اینقدر استرس نداشتم

یعنی هر سال موقع سال تحویل حال منم عوض می شه

اما امسال خیلی فرق داشت

.........خیلی

 

یه ساعت مونده بود به تحویل سال

رفتم تو اتاقم و به یه سالی که گذشت خوب فکر کردمم

که چی کار کردم

نمی خوام شعار بدم اما این کار و انجام دادم

سال 88 مرور کردم با تمام خاطراتش

با تمام داشته هام و چیزایی که داشتم

و خواسته هایی که بهشون رسیدم

وخواسته هایی که نرسیدم

و شاید اولش ناراحت بودم اما وقتی صلاح خدا رو در نظر گرفتم

از کنارشون رد شدم بدون هیچ شکایتی

 

به سال 89 نگاه کردم که قراره چی کار کنم

کارایی که انجامشون ندادم و باید انجام بدم

بعدشم قرآن تو بغلم گرفتمو و بازش کردم

و به نیت امام زمان خوندم آیاتشو

 

بعد نشستم به دعا کردن واسه همه اموات

به یاد کسایی که در بین ما بودن اما حالا نیستن

پدربزرگ مرحومم

....و به خصوص یه جوونی که پارسال در بین ما بود اما امسال

درست بعد عید بود که از بین ما پر کشید

 

واسه همه مردم

واسه هم وطنام

خونوادم

بستگانم

دوستام

و جدا دعا برای امام زمانم

به طور خیلی خاص

 

درست من از یه ساعت موند بود به سال تحویل

فقط اشک می ریختم

نمی تونستم خودمو کنترل کنم

دست خودم نبود

فقط دوست داشتم گریه کنم

 

کارهای هفت سین از روز قبل انجام داده بودم

نزدیکای سال تحویل رفتم و آشی که مادرم به نیت سلامتی امام زمان

واسه اول سال درست کرده بود هم زدم

وای خدا چقدر خواسته داشتم

اما نمی تونستم بگم

زبونم بند اومده بود

 

اون شب عموم و مادر بزرگم اومدن خونه ما

 

یه اخلاقی که دارم

دوست ندارم لحظه سال تحویل جایی غیر از خونه خودمون باشم

نمی دونم خوبه یا بد؟

 

خلاصه تو حال خودم بودم

فقط یه جای خلوت می خواستم

چقدر کم سعادت بودم که در کنار حرم

امام رضا بودم اما نتونستم برم حرم

...........وای

 

فقط از تو تلوزیون پخش مستقیم حرم و گذاشتم

و نگاه می کردم

چقدر بزرگ بود

همه از جای جای ایران تو یه حرم

و یه نیت اونم دعا واسه ظهور

خیلی ناب بود

 

اون لحظات یاسین می خوندم و

زیارت آل یاسین

و زمزمه های زیر لبم

و باز اشک هایی که بی قرار جاری می شدن

 

پنج دقیقه به سال تحویل رفتم کنار خونوادم

هر کی تو حال خودش

با آرزوهای خودش

همه زمزمه دعای یا مقلب القلوب و الابصار

 

و منم یه عالمه خواسته

اما خواسته سال 89 من فقط یه جمله بود

خدایا فقط رضایت تو و مصلحت تو

چون تو سال 88 به این یقین رسیدم

که فقط خدا

خودتم بکشی اگه خدا نخواد

هیچی و اگه اون بخواد

یعنی همه چی

و این شد که من امسال فقط

صلاح خدا واسم مهمه نه خودم

 

یه سری می گن لحظه سال تحویل

هم مثل بقیه لحظه هاست

اما من موافق نیستم

و می گم یه لحظه خاصه

که هیچ وقت تکرار نمی شه

 

بعد سال تحویل رسم قشنگ تبریک گفتن و روبوسی

و عیدی گرفتن

اولین عیدی رواز عموم گرفتم که خیلی دوستش دارم

و همچنین دختر نازشو

 

بعدش آش خوشمزه ای که مامانم درست کرده بود و نوش جان کردیم

و عموم و مادر بزرگم رفتن

و ما هم راهی باغ شدیم

و رفتیم طرف اقوام مادریم

آخه اونا همه از شب قبلش اونجا جمع شده بودن

ساعتای 12 بود رسیدیم

همه جمع بودن

پدر بزرگ و مادر بزرگ نازنینم

که ازشون عیدی هم گرفتم

خاله هام

شوهر خاله هام و بچه های گلشون

مخصوصا که من عاشق دو تا

فسقلیم

دختر خاله هامن

3 ساله و 4 ساله

خواهرن

آخ خدا جیگرای منن

 

خلاصه شب و تا ساعت 3 بیدار بودیم

و پای برنامه های تلوزیون

مخصوصا شبکه 3 که به نظرم

برنامه جالی بود

مخصوصا کارهای آقای یوسف کرمی

واقعا قشنگ بود

 

بعد از اتمام برنامه ها

ما رفتیم و یه میز گرد زنونه راه انداختیم

شب خیلی خوبی بود

من لذت بردم

اینم از شب سال تحویل

 

ولی سال تحویل امسال واقعا واسم خاص بود

خیلی خاص

خدایا ازت ممنونم بابت همه چیز

از حال خودم وقع سال تحویل راضی بودم

حال قشنگی بود

یعنی بازم این حال تکرار میشه؟

نمی دونم

دوباره اون حال و می خوام اون اشکارو

.............خدایا

 

راستی هر کدوم از شما ها که سر می زنین بگین

سال تحویل کجا بودین و چی کار می کردین؟

ممنون

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 23:41  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

عیدانه...

یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر الیل و انهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

 

 

ستاره بختتان بالا

سپیده صبحتان تابناک

سایه عمرتان بلند

ساز زندگیتان کوک

سرزمین دلتان سبز

سال جدید مبارک

 

خدایا...

سال جدید را سال تمام خوبی ها

وشادی ها و موفقیت ها قرار بده...

 

سال 88 یا تمام ادعاهایش

رفیق نیمه راه از آب درآمد

امیدوارم سال 89

مثل اجدادش رفیق نیمه راه نباشه

و با ظهور آقا رفاقت خودش رو

ابدی کنه

اللهم عجل لولیک الفرج

به امید موفقیت روز افزون تمام

هم وطنانم و شما عزیزان در سال نو

امیدوارم هممون همیشه دلامون بهاری باشه

و چرخ زندگیمون در گردش

یه سلام بهاری از جنس سال 89 تقدیم همه شما

....................سلام

 

 

فرخنده باد بر همگان جشن بهار نوروز جاودانه ترین جشن روزگار

 

دم سال تحویل از مریضا یادمون نره

از همه زحمت کشایی که نمی تونن پیش خونواده هاشون باشن

از رفتگانی که بین ما نیستن و جاشون خیلی خالیه

بیاین وقتی سال تحویل شد یه کار قشنگی انجام بدیم

موافقین؟

هممون نیت کنیم و قرآن باز کنیم و هر صفحه ای اومد

اون صفحه رو تقدیم کنیم به امام زمانمون

تا ایشالله خود آقا تا آخر سال یار و یاورمون باشن

قرارمون یادمون نره

به امید تعجیل در فرج

 

فرارسیدن سال 1389 بر همگان مبارک

دلتون سبز

زندگیتون با برکت

لبتون خندون

عیدتون خوش

یا علی...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 21:54  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

.....

سلام

شرمنده که من هی قالب وبلاگمو عوض می کنم

آخه نمی دونم این بلاگفا چه پدر کشتگی با من داره

که یکسره تمام کد های منو پاک می کنه

و تنظیمات منو به هم می زنه

واسه چند نا از دوستای دیگه منم همین اتفاق افتاده

باید یه فکر اساسی کرد

فعلا بای تا های

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 11:43  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

خونه تکونی...

سلامی چو بوی خوش آشنایی

سلام به همه دو ستای خوبم

چه خبرا؟؟؟؟؟؟؟

بله دیگه سال 88 هم به سلامتی داره تموم میشه

و یه هفته دیگه به سال جدید بیشتر نمونده

حتما یه عده خونه تکونی هاتونو تموم کردین و

یه عده هم در حال خونه تکونی هستین و

یه عده هم میگین که خدا 29 اسفند و که ازمون نگرفته

خلاصه همتون خسته نباشید

 

امیدوارم که هممون در کنار خونه تکونی های خونه هامون

یه دل تکونی هم داشته باشیم و

رفتارای بد گذشتمونو بذاریم کنار

و تو سال نو یه تغییراتی تو خودمون ایجاد کنیم

و از خدا هم بخوایم تا بهمون کمک کنه

که در راه اصلاح خودمون موفق باشیم

 

این عید یه نعمته واسه نو شدن

که در کنار نو شدن طبیعت همه چیز نو میشه

و خدا کنه دلامونم نو بشه

ولی یه وقتی تو خونه تکونی دلاتون همدیگرو دور نندازیم

چون تنها چیزی که کهنش بهتره دوستی های قشنگمونه

و اینکه کدورت ها رو بذاریم کنار و تا توانیم مهربانی پیشه سازیم

 

خدایا سال 88 با تمام روزهایش .قشنگی هایش .شادی هایش و شاید غم هایش

رو به اتمام است اما تمام این ها از آن توست و

ما شاکریم به درگاه تو

اما غم بزرگی است فراق یار و انتظار

 

خدایا سال 89 را سال پایان درد غربت و انتظار و سال وصال

و ظهور مهدی موعود قرار بده

خدایا سال 89 را برای تمام هموطنانم در هر کجای این هستی پر از خیر و برکت

موفقیت قرار بده

 

چهار دعای ناب برای لحظه تحویل سال

اول دعا برای ظهور آن بی مثال

دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال

سوم رسیدن ما به قله های کمال

چهارم تمام جیب ها پر از پول اما حلال

 

دنیا را برایتان شاد شاد و

شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم

عیدی ما به هم دیگه

دعاهای خوب در حق هم

به امید دیدار

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 14:58  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

خورشید ربیع...

میلاد پیامبر مهر و مهربانی

محمد مصطفی (ص)

و فرزندش بنیان گذار مکتب جعفری

امام محمد صادق (ع)

را به پیشگاه امام زمانمان و شما تبریک عر ض می کنم

 

عاشقان عیدتان مبارک

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 19:59  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

تغییر...

سلام

خیلی دلم گرفته

کارم شده گریه

به خدا امید دارم

روز آفتاب می تابه و شب ماه می درخشه

دنیا داره کار خودشو می کنه

اما من یه جورایی از دنیا عقب افتادم

یاد شعر رضا صادقی افتادم که میگه

واستا دنیا می خوام پیاده شم

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دنبال یه هم زبون می گشم

که پیدا نکردم

و باز دیدم که فقط خدا با منه

فقط خدااااااااااااااا

خیلی دنبال یه تغییرم تو خودم

که نگاهمو عوض کنم

دعام کنین که بتونم

ای خدا دو تا چشم دیگه بهم بده تا فقط تو رو ببینمممممممممممممم

ای خداااااااااااااااااا

شما رو به خدا می سپارم

 

ستایش

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 21:36  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

تبریک...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آغاز امامت امام زمان

 

و ایام شادی حضرت زهرا بر همگان مبارک

 

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 19:4  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

سامرا در غربت...

آجرک الله یا صاحب الزمان

 

آقاجام ما رو هم در غمتون شریک بدونین

می دونم از امشب ماتم شما هم شروع می شه

و غم بی پدری هم به غمای دیگه تون اضافه میشه

از امشب صاحب الزمانی شما هم شروع می شه

و آقا و مولا و حجت بر حق خدا می شین

 

آقا می دونیم و شک نداریم که شما امام خوبی واسه ما بودین و هستین

واسه هممون یه سایه سر یه پدر مهربون

اما شاید ما زیاد خوب نباشیم

تو به خوبی خودت ما رو ببخش آقا

 

آقا بیا بیا بیا بیا

می دونم ما هیچ کدوممون منتظای خوبی نیستیم

....اما آقا به خدا خیلی بی پناهیم

شهادت مظلومانه یازدهمین ستاره آسمان امامت و ولایت

را به پیشگاه فرزند بر حقش امام زمانمان (عج)

و شما سروران گرامی تسلیت عرض می نمایم

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

التماس دعا...

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 21:55  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

... سیب

تو به من خندیدی

و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی

و هنوز، سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت ؟؟؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 22:55  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...یا ضامن آهو

سلام

امشب تو مشهد غوغایی به پا شده

آخه جام زهر مونس لب های رضا شده

 

نمی دونم قسمتتون شده بیاین مشهد یا نه؟

قسمت شده کنار پنجره فولاد واسنین و دلتون به

پنجره گره بزنین؟

به خدا صحن امام رضا صفا داره

یه جورایی بوی کربلا داره

 

الان تو حرمش پره از زائر و دسته هایی که اومدن

واسه عزاداری

آدم این دسته ها رو که می بینه

 دیگه احتیاج نیست کسی واسش روضه بخونه

وقتی می بینی هر کی با هر زبونی داری می گه

رضا قریب الغربا

رضا معین الضعفا

 

وقتی می بینی که همه نذر دارن

تا با پای پیاده خودشون به مشهد برسونن

آدم از خودش شرمنده می شه

 

پارچه های سبزی که گره خورده به ضریح و پنجره فولاد

که هر کدوم از این گره ها

گره مشکلیه که تو کار هر کدوممون پیش اومده

و امام رضا این گره رو وا می کنه

همه زائراشو حاجت روا می کنه

 

به خدا نمی تونم بنویسم از این همه عظمت

الان که دارم می نویسم دستم نیست که می نویسه بلکه دلمه

آخه من همسایه خوبی واسش نیستم

 

امام رضا ولی نعمت همه ایرانی ها و مخصوصا مشهدی هاست

امام رضا به اسم دو نفر حساس هستن

 

که اگه آقا رو به اسم این دو نفر قسم بدیم

آقا نگامون می کنن

یکی مادر پهلو شکستشون فاطمه زهرا

و یکی ام میوه دلشون جواد الائمه

آقا به حق این دو نفر قسمت می دم که مارم نیگا کنی

 

به خدا هیچ جای در و دیوار حرمت ننوشتن که گنه کار جایی

در این منزل و بارگاه نداره

آقا نیگام کن که اگه ردم کنی

به خدا جایی ندارم که برم

 

تو حرم که وارد می شی می بینی

 هر کی یه گوشه حرم داره رو به گنبد امام رضا

با آقا حرف می زنه

یکی می گه آقا بچه می خوام

یکی میگه آقا مریض دارم

یکی می گ آقا قرض دارم

یکی می گه آقا پول ندارم

......یکی می گه

یکی ام می گه آقا اون سه جایی که قولشو دادی می یای؟

آخه خود حضرت گفتن هر کی

به زیارت من بیاد من سه جا به زیارتش می رم

یکی لحظه جان دادن هنگام مرگ

یکی شب اول قبر و

یکجا در قیامت

یعنی آقا به دیدن مایم می یای؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

امیدوارم همه آرزومندان حرمش قسمتشون بشه بیان زیارتش

آخه زیارت مشهد حج ما فقراست

هر کی ام کربلا می خواد از امام رضا بخواد

آخه تسکره کربلا رو می گن امام رضا امضا می کنه

 

آقا به خدا خیلی دلم گرفته

می خوام بیام تو حرمت زار بزنم

آقا کمکم کن

 

 

 

آجرک الله یا صاحب الزمان

 

شهادت هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت

ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا(ع) را خدمت

امام زمانمان (عج) و میوه دلش جواد الائمه (ع) و

همه شما عزاداران

تسلیت می گویم

 

 

هر کسی هر جایی دلش شکست و اشکش جاری شد التماس دعا

ماه عزاداریم تموم شد و پناه می بریم به ضامن آهو

 

این پست و با پست قبلی با هم بخونین

ممنون

 

التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 16:21  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...سهم محرم

سلام

حیف شد بساط ماه محرم و صفرم کم کم داره جمع می شه

یادتونه قبل از شروع ماه محرم از بر پا شدن هیات ها و پخش شدن بوی

نذری گفتم

الان دیگه آخرشه

ماه محرمم واسه خودش صفایی داره

من که عاشق این ماهم

و هر کسی یه جورایی وابسته به این ماه میشه

یکی به خاطر نذری که قراره هر سال تو این ماه بده

یکه به خاطر برپایی هیات محلشون و یه عده هم واسه این که

تو این ماه از صاحب این ماه خیلی چیزا گرفتن

خیلی زود گذشت

 

 

 

دو روز دیگه بیشتر نمونده

آغاز این ایام با العطش بچه های امام حسین شروع شد و

آخرش با دخیل بستن به ضامن آهو

هر کی هنوز احساس می کنه رنگ و بوی روضه و عزاداری رو نگرفته

و اسم یا حسین هنوز کنج دلش جا نگرفته

بسم الله

هنوز دو شب مونده

تا بریم و زیر چادر و بیرق عزای حسین خودمونو جا بدیم

و بگیم امام حسین من اومدم

مهمون نمی خوای؟

بیاین نه فقط واسه دنیامون که واسه لحظه تنهایی و غربتمون

کمک بخوایم

اون لحظه ای که سرازیر قبرمون می کنن

و هیچکی نیست که به فریادمون برسه

همتون شنیدین که می گن اشک عزای حسین شفاعته

واسه من و تویی که شاید خیلی نتونیم

رو کارامون حسابی وا کنیم

اما بگیم حسین

من تو مجلس عزات بودم

نمی خوام منت بذارم

اما آقا اگه من بدم

اما تو خوبی

و از خوبم جز خوبی بر نمی یاد

هر کی به یه چیز افتخار می کنه

یکی میگه چایی ریز هیاتات بودم

یکی میگه کفشای عزاداراتو جفت می کردم

یکی می گه خادم و نوکرت بودم

یکی میگه غلام عباست بودم

یکی میگه رقیتو دوست داشتم

علی اکبر و علی اصغر

و یکی ام مثه من رو سیاه میگه

عاشق کربلات بودم

آقا ما شنیدیم که میگن

خیلی ها بودن که هیچ امیدی نداشتن

موقعی که داشتن راهی جهنم می کردن

تو اومدی و گفتی این تو دنیا عزادار من بوده

چشم امیدش به من بوده

این و به من ببخشین

یعنی می شه مایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 23:53  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

... جگر گوشه و پاره پاره جگر

 

 

 

هنوز چهل روز از آوای هل من ناصر ینصرنی بیشتر نگذشته

هنوز صدای زنجیرهای اسارت در گوش زینب زمزمه می کند

هنوز شعله خیمه های سوخته زبانه می کشد

هنوز العطش بچه ها آسمان را به ضجه در می آورد

هنوز آب در حسرت لب های عباس است

هنوز گرد خستگی راه بر روی شانه های زینب سنگینی می کند

هنوز ظلمت خرابه های شام با چشم های زینب عجین است

هنوز سر های روی نیزه در برابر زینب قد علم کرده است

 

هنوز زینب رخت عزای حسین را بر تن دارد که دوباره

باید سیاهی عزا را بر تن کند و بر جگر پاره پاره مرثیه سرایی کند

این غم چقدر با زینب آشناست و این درد چه الفتی با او دارد

داغ عزیزان دیدن و چیزی نگفتن چگونه؟

 

آری زینب جگر پاره پاره دیده است

زینب سر به روی نیزه دیده است

زینب فرق شکافته و پهلوی شکسته دیده است

زینب مظلومیت خاندان پیامبر را دیده است

مگر منزل و ماوای حسن و حسین آغوش پیامبر نبوده است؟

مگر حسن پاره جگر پیامبر و گلوی حسین جای بوسه پیامبر نبوده است؟

پس چرا جگر یکی را در تشتی از خون شناور ساختند؟

و سر دیگری را به بالای نیزه فرستادند؟

چرا تابوت یکی را تیر باران و دیگری را بی کفن نمودند؟

...........چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زینب روزی در خانه پیامبر شاهد بی وفایی اهل مدینه بود که با پیامبر خود چه کردند

هنوز او را به دست خاک نسپرده بودند که در حق وصی او جفا نمودند

و او را خانه نشین کردند و چاه را همدمش

زینب روزی در سوخته دید و دست های بسته و پهلوی شکسته

زینب شب هنگامی جنازه مادرش را بر روی دوش پدر دید و سحری فرق شکافته

روزی کنار پاره جگر برادرش جگرش سوخت

و ظهری بر روی تلی از خاک بریدن سر برادر دید و

کمی آن طرف تر دست های بریده و علم بی علم دار را

 

روزگار تو با زینب چه کردی؟ چه کردی؟

اما می دانی جواب زینب در تمام این داغ ها چه بود؟

ما رایت الا جمیلا

 

مگر نه این که پیامبر در میان امتش قرآن و اهل بیتش را به یادگار گذاشته بود؟

مگر علی میزاث پیامبر نبود که او را بیست و پنج سال

خانه نشین و گوشه نشین مدینه و کوفه ساختند؟

مگر زهرا امانت محمد (ص) نبئد که پهلویش را شکستند و محسنش را شهید کردند؟

مگر حسن و حسین اهل بیت او نبودند که یکی زهر جفا نوشید و یکی تیر کین را

یکی در خانه اش غریب بود و یکی در گودی قتله گاه

آری همان هایی که در پیش زینب چاه را مونس علی کردند

همان ها جگر یکی را آتش زدند و

بدن یکی را پایمال سم اسبان

 

 

و امروز صاحب عزای مجلس ما امام زمانمان و مادرش زهرا

چشم امیدشان به اشک ها و ناله های من و توست

 

 

 

 

 

آجرک الله یا صاحب الزمان

 

امروز زهرا عزادار است

گاهی نگاهش به قبته الخضری

گاهی نکاهش به تاریکی بقیع

و گاهی به گنبد زرد رضا

 

فرا رسیدن ایام سوگواری و شهادت رحمت الللعالمین حضرت خاتم( ص )

و کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع)

را به محضر امام زمانمان (عج) و مادرمان فاطمه زهرا( س) تسلیت عرض می کنم

و همچنین خدمت شما عزاداران

 

 

هر کسی هر جایی دلش شکشت و اشکش جاری شد یادش باشد

که نگاه هایی به سویش ملتمس دعا هستند

 

 

التماس دعا

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 9:17  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

... من و تو

من و تو خنديديم

چون گمان می کرديم

زندگی خنده ی نازی ست

به هر حادثه ای که زمان می سازد

غافل از حال غریبی که در اين حادثه ها

هستی خود می بازد

 

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

Bilder und Fotos hochladen

 

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 13:22  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...ماتم چهل روزه

چهل روز گذشت اما هنوز صدای ناله های زینب به گوش می رسد

هنوز صدای زنجیر های اسارت اهل بیت به گوش می رسد

چهل روز گذشته و ما همچنان عزادار پسر فاطمه ایم...

 

...هنوز با ناله های زینب هم صداییم

هنوز هر جا که می رویم سیاهی عزای حسین به در و دیوار آویزان است

؟آخر مگر چه شده که ما هنوز چله نشین آن اتفاقیم

 

کسی پاسخ می دهد

چهل روز پیش کسی صدا می زد هل من ناصر ینصرنی؟

؟و می پرسد آیا کسی نیست که مرا یاری کند

و کسانی بودند که کمی آن طرف تر و درست در مقابل پاسخش را دادند

 

....آری ما عزادار آن پاسخیم

ما عزادار خیمه های سوخته و سرهای بریده ایم

ما عزادار راهی شدگان اسارت شام و کوفه ایم

 

ما عزادار قربانیان این قافله ایم

ما عزادار طفل خرابه های شامیم

ما عزادار غم فاطمه ایم

 

ما عزادار لب های تشنه و تن های بی کفنیم

ما عزادار دست بریده و گلوی دریده ایم

ما عزادار قرآن ناطق به روی نیزه ایم

 

آخر این همه مصیبت و این گونه تاب آوردن چگونه؟ چگونه؟

آخر چگونه می توان این بازی روزگار را دید و تنها گفت

(( ما رایت الا جمیلا؟))

 

دلم واسه حرمت پر میزنه            سینه واسه تو دلبر می زنه

 

آجرک ال... یا صاحب الزمان

 

اربعین مصائب اهل بیت را به پیشگاه امام زمانمان(عج) و شما

عزاداران تسلیت عرض می کنم

هر کسی هر جایی دلش شکست و اشکش جاری شد چشمهای ملتمس را از خاطر نبرد

 

....التماس دعا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 0:37  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...قرار

وقتی قرار شد من بیقرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیام باشی

از هر چه قرار است غیر تو باشد

...خواهم گذشت

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم بهمن 1388ساعت 21:0  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...کفشهایم

ترجیح می دهم در خیابان

با کفشهایم راه بروم و

به خدا فکر کنم

تا اینکه در مسجد بنشینم

و به کفشهایم فکر کنم...

 

(دکتر علی شریعتی)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 20:25  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...روز ماتم

سلام به همه برو بچه های عاشورا

سلام به همه عاشقای تشنه لبان کربلا

سلام.............

سلام به همه اونایی که تا اسم حسین می یاد

تا اسم ابوالفضل می یاد

دلشون پر می کشه به کربلا

اشک تو چشاشون حلقه می زنه

سلام............

سلام............

بچه ها بیاین امسال واسه عمه زینب

سنگ تموم بذاریم

بیاین روز عاشورا دستشو بگیریم

بگیم عمه زینب می دونیم صبوری

پس صبوری کن....

بیاین روز عاشورا اشکای رقیه رو از رو

چشاش پاک کنیم

بگیم رقیه جان گریه نکن عمو ابوالفضل

دلش می گیره

بیاین روز عاشورا به عمو عباس کمک

کنیم تا اب و به خیمه علی اصغر برسونه

تا مادرش اروم بگیره

بیاین روز عاشورا سنگ تموم بذاریم

بیاین تو مجلس عزاداریش دوره گرد

صاحب عزاش امام زمانمون باشیم

بیاین سینه چاک حسین فاطمه باشیم

مادرمون خیلی تنهاست

بیاین امسال به همه بگیم ما عاشقیم

نمی ذاریم خون حسین فاطمه رو

پاکش کنن

ما بروبچه های شیعه هستیم

....می مونیم تا باشیم

... یا حق

 

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را به پیشگاه امام  زمان(عج)

.و مادرمان فاطمه زهرا (س) تسلیت عرض می کنم

این روزها را به شما ارادتمندان و عزاداران حسینی نیز تسلیت می گویم

الهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم دی 1388ساعت 9:34  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...یا حسین

یا حسین

یا حسین

یا حسین

 

یه ساله دیگه

یه محرم دیگه

یه عاشورای دیگه

یه دل سوخته و

یه لب تشنه

یه بچه شش ماه و

یه سنگ صبور

یه لشکر و

یه علمدار

یه چشمه و

یه قد خمیده

یه اسمون و

یه خیمه سوخته

یه شمشیر و

یه گلوی بریده

یه تشنه و

یه مشک بی اب

یه کودک و

یه ساقی بی تاب

یه نگاه و

یه دل پر خون

یه مرد و

هفتاددو عاشق

یه دشت و

یه کربلا

یه عمو و

یه عمه

یه روز و

یه یا حسین

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 12:44  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...شور حسینی

 

 

 

یا رب الحسین

 

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست

 

دوباره داره صدای کاروان به گوش می رسه

کاروان حاجی هایی که قربونی شونو گذاشتن واسه ماه محرم

بازم داره صدای العطش بچه ها به گوش می رسه

داریم دوباره وارد یکی از ماه های خوب خدا می شیم

ماهی که یه جورایی هممون عاشقشیم. همه منتظریم

تا یه بار دیگه صدای یا حسین طنین انداز بشه

ماه محرم داره از راه می رسه

ماه اشک و ماتم .رنگ عزای حسین رنگ غمه

ماه به تن کردن لباس سیاه عزاداری حسین

بوی نذری و صدای یا حسین گفتن مادرایی که

دیگ نذری عزای حسین تو حیاط خونه مادربزرگ

.الم کردن و قراره به در و همسایه نذری بدن و

بچه هایی که اشتیاق دارن تا نذری پخش کنن

.بر پا شدن هیات های محله هامون و پرچم سیاه های تکیه ها و مسجد ها

این که رو درو دیوار این شهر می نویسن

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست

.این که از هر محله ای که رد می شی حداقل دم یک خونه پرچم زدن که

عزای حسینه بفرمایین روضه

.دقت کردین وقتی وارد این ماه می شیم هممون یه جورایی دلمون می گیره

و انگار نمی تونیم شاد باشیم

این که چند سالیه رسم شده که تو خیابونا چادرایی رو الم می کنن

و به مردم چایی و خرما می دن

دیدین جوونایی که تا دیروز با هزار قر و اطفار تو خیابون راه می رفتن

.اما الان به عشق امام حسین سینی سینی چایی بین مردم پخش می کنن

روز عاشورا که می شه همه خودشون و به یه جایی می رسونن

تا واسه سید و سالار شهیدان عزاداری کنن

.و غوغای این عزاداری هم موقعیه که

نام ابوالفضل به میون می یاد که همه ارادمند این نام هستند

؟نمی دونم کربلا رفتین یا نه

؟بین الحرمین رو درک کردین یا نه

اما به حق خود امام حسین دعا می کنم که قسمت هممون بشه

من روسیاه رو خود حضرت طلبید و یه سفر رفتم و حالا می فهمم که بین الحرمین چه بهشتیه

این که تو مرثیه ها می گن بین الحرمین بهشته یعنی چی به خدا سوگند که بهشته

یه شعری هست که من خودمم خیلی دوسش دارم و تو بین الحرمین مدام زمزمه می کردم

یادش بخیر همین دو ماه پیش بود

یه جای دنیا بهشته اسمش بین الحرمینه

یه طرف ضریح عباس یه طرف حرم حسینه

یا باب الحوائج تو را به جان آبروی برادرت و ناله های زینبت ما رو بطلب آقا

نمی دونم آیا کسی پیدا می شه که مصائب اهل بیت مخصوصا ابا عبدالله رو

؟؟؟بشنوه اما انکار کنه و بگه دروغه

......نمی تونم باور کنم نمی تونم

؟چرا روز عاشورا کسی ناله ((هل من ناصر ینصرنی)) حضرت رو نشنید

اما الان وقتی نگاه می کنیم می بینیم هر روز و هر سال که می گذره این شور بیشتر می شه

و هرکی در هر پست و مقامی یه جورایی می خواد ارادت خودشونو به ابا عبدالله نشون بده

حتی حاضره بره کفشای عزادارای امام حسینو جفت کنه

؟نمی دونم شما این طور افراد و دیدین

.اما من دیدم که عشق امام حسین و آقا باب الحوائج با این مردم چه می کنه

اون روز اگه کسی ناله حضرت رو نشنید اما امروز مردم دارن می گن که آقا ما با شماییم

اما ای کاش بیایم کمی بهتر باشیم و فقط موقع عزاداری و ماه محرم یا حسین نگیم و

.کارهامون حسینی باشه

بیاین به ((هل من ناصر ینصرنی)) امام زمانمون پاسخ بدیم که صاحب عزای اصلی ایشونند

بیایم به حضرت تسلیت بگیم و واسه قلب رنجورشون مرهم باشیم

یا امام زمان ایام سوگواری جد بزرگوارتون رو به محضر شما تسلیت می گم

.یا امام زمان اول دلمون رو بعد جسممون رو کربلایی کن

السلام علی الحسین

و علی علی ابن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین

یا رب الحسین اشف صدر الحسین به ظهور الحجه

به امید طنین انداز شدن صدای انا المهدی منتقم خون جدی الحسین(ع)

هر کسی هر جایی دلش شکست و اشکش جاری شد

 بدونه که کلی چشمهای ملتمس منتظر دعا هست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 23:57  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...تنهام نذار

مدتیه احساس دلتنگی عجیبی دارم و

مرهم تمام دلتنگیامم خدای مهربونم بوده

که هیچ وقت منو تنها نمی ذاره

با این که من خیلی وقتا حتی یادی هم ازش نمی کنم

الانم از محبوبم می خوام که بازم منو تنها نذاره

بهم قوت بده که بتونم آروم باشم

با روحیه حساس من آروم بودن خیلی سخته

اما ای خدا ازت می خوام که مثه همیشه

تنهام نذاری و کنارم باشی

............................ای خدا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 18:43  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...پیشنهاد

سلام به همه دوستای گلم

بعد از چند وقت دارم رودررو باهاتون حرف می زنم

دوست دارم با نگاه قشنگ شما

این وبلاگو روز به روز قشنگترش کنم

و بهش رونق بدم

من این وبلاگو با عشق درست کردم

و هیچ وقت دوست ندارم و حاضر نیستم تعطیلش کنم

چون هم یه همدمیه واسه من هم می تونم

توش حرفامو بنویسم

حالا از نگاه مهربون شما می خوام که

منو یاری کنن

و با دلای مهربونتون همدم و هم پای لحظه های من باشین

و منو در هرچه بهتر کردن این وبلاگ یاری کنین

شاید اگه بشه این وبلاگو به یه وبلاگ خاطرات تبدیل کنم

و از اتفاقات زندگیم بنویسم

البته اگه شد

به امید نگاه قشنگتون

به امید موفقیت همتون

ستایش

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 10:13  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...وارث غدیر

وسعت غدیر به اندازه همه تاریخ است

 

شاید خیلی هامون بگیم که

ای کاش ما هم روز غدیر بودیمو و

با مولای خودمون علی(ع) بیعت می کردیم

. به ولایت اون اقرار می کردیم

.اما حیف که نمی شه و اون روز گذشت

 

اما نباید اشتباه کنیم

غدیر فقط مال سال دهم هجری نبود

غدیر متعلق به تمام تاریخه و نباید

.این واقعه رو نادید گرفت و ارزششو پایین اورد

غدیر واقعه ایه که همیشه و در همه زمان حقیقت داره

.ومصداقش در تمام لحظات وجود داره

 

ما امروز در زمان آخرین وارث غدیر به سر می بریم

آخرین وارثی که الان غیبت و قربتشو هممون درک می کنیم

.و نبودشو حس می کنیم

اینکه می دونیم یه مولا و پدر مهربونی داریم

که هست وجود داره اما نمیتونیم ببینیمش

پس ما هم باید مثل تمام کسانی که روز غدیر بودنو و

با مولای خودشون علی(ع) بیعت کردن

ما هم با مولا و حجت زمان خودمون مهدی فاطمه

پیمان ببندیم و بگیم که

تا همیشه و برای همیشه منتظر حضور پر شکوهش می مونیم

حتی روزی که دیگر نباشیم

.غدیریان بیایید با وارث غدیر بیت کنیم

 

غدیریان عیدتان مبارک

به امید ظهور اخرین وارث و پرچمدار غدیر

...آمین

 

این عید بزرگ را به پیشگاه امام زمان(عج) و

تمام شیعیان و دلباختگان علی (ع)

به خصوص ذریه اهل بیت

.سادات گرامی تبریک عرض می کنم

 

یه تبریک ویژه هم خدمت مادر عزیزم

.که سادات هستن دارم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 6:40  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...از خدا با خدا تا خدا

یه بار دیگه صدای کاروان به گوش می رسد

که لبیک گو یان دارن به سوی

خالق خویش پرواز می کنند

و حج ابراهیمی رو به جا میارن

با دلی پر از امید دارن به ندای رب خودشون

پاسخ می دن

و گرداگرد حرم امن الهی

طواف دل انجام می دن

این طواف مقصد و زمان و مکان نمی شناسه

لازمه این طوافم یه دل عاشقه که

توش بشه کعبه عاشقی رو بنا کرد

و روزی هزاران بار

طواف کبریائی رو انجام داد

حج یعنی این که یه انسان بتونه

هوای نفسانی خودشو قربانی خالقش کنه

و منیت رو سنگ بزنه

و عرفات معبودشو به جا بیاره

 

بیاین امسال هممون یه عهدی ببندیم و

از همین الان واسه

عید قربان سنگ های وجودیمونو جمع کنیم و

به تمام منیت ها و رذیله های اخلاقیمونو

و شیطان های وجودمون سنگ بزنیم

و اونا رو از خودمون دور کنیم

و خودمون در مقابل خدای خودمون قربانی کنیم

و مثل ابراهیم اسماعیل های وجودمون رو

.به معبود خویش تقدیم کنیم

 

روز عرفه ...یعنی روز شناخت خویشتن

برای رسیدن به خالق

خدایا من را به شناختت توفیق ده

...آمین

به امید ظهور خاص ترین و ویژه ترین

...حاجی و میهمان خدا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 6:58  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...شربت آبلیمو

چند وقته روزگار هی داره پشت سر هم

سمتم لیمو ترش پرت میکنه

فکر کرده من مقابلش کم میارم

خب منم در یک اقدام ضربتی

مقداری شکر فراهم کرده ام

تا با لیمو ترش های مجانی روزگار

برای خودم شربت آبلیمو درست کنم

چه کیفی میده!

توی اوج تشنگی

یک لیوان شربت آبلیمو رو سر بکشی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 10:38  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...حقیقت

کاش واژه حقیقت آنقدر با زبان ما صمیمی بود ،

که برای بیان کردن "دوستت دارم"

 . . .نیاز به قسم خوردن نبود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 21:34  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...خوشبختی

من چند روزی است

که تو را گم کرده ام

کجا ؟

نمی دانم

ولی انگار همین نزدیکی ها بود

آری یک لحظه تو را

از یاد بردم

یک ثانیه از تو دور شدم

و در یک آن

دست تو را رها کردم

تو من را صدا می زدی

و من هر لحظه ناتوان تر

می شدم برای بازگشت

نمی دانستم که کجا می روم

فقط می خواستم که بروم

...رفتم

اما احساس کردم

که دیگر کسی پشتم نیست

شاید هم بود

اما من نفهمیدم

همچنان می رفتم

تا دیگر راهی برای رفتن

و نایی برای ماندن نبود

همان لحظه بود که دانستم

تنها مانده ام

و روز هاییست

که از تو دور شده ام

و باید باز می گشتم

اما روی بازگشت نبود

که دیدم

خود تو دوباره دستم را گرفتی

ومن آن لحظه چه خوشبخت بودم

و اکنون نیز می خواهم

...خوشبخت بمانم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 19:24  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...نشانی

...نشانی خدا

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 16:21  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  | 

...دل تنگی

 

 

توی خلوت پرازهمهمه ام

که صدایی به صدات نمیرسه

اگه میتونی منو دعا بکن

منکه دستم به خدا نمیرسه

آسمونا ارزونی پرنده ها

جای آسمونا یه قفس بده

همه داروندارمو بگیر

هرچی بودمو دوباره پس بده

 

بازم هیچ راهی به مقصد نرسید

من هزارو یک شبه معطلم

تاته جاده دنیا رفتمو

بازم انگارسرجای اولم

چرا دنیا باتمام وسعتش

مرحمی برای زخم من نداشت

پای هرچی که دویدم اخرش

حسرت داشتنشو تودلم گذاشت

 

سر روی شونه های سنگ روزگار

قداین فاصله هق هق میکنم

دارم از ثانیه ها سیر میشم

دارم از دوری تو دق میکنم

پشت خنده های مصنوعی ما

دل به این بغض گلوشکن بده

روزگار سردمو ورق بزن

دست مهربونتو به من بده

 

گم شدم تویه شبی که خودمم

شبی که حتی یه فانوس نداره

منو با خودت ببر به روشنی

اخه هیچکی مثل تو منو دوست نداره

هی لک زده دلم واسه یه هم زبون

شیشه دل همه سنگ شده

؟میدونی دلیل گریه هام چیه

 

 

...آی خدا دلم واست تنگ شده

...آی خدا دلم واست تنگ شده

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 8:11  توسط نفس عاشق ستایش صولتی  |